هاشم حسيني تهرانى
52
علوم العربية
مصبحين : جمع مصبح است ، اسم فاعل است از آن فعل ( 5 - مضىّ وقت ) يعنى : گذشتن وقت بر كسى ، و اين معنى در همه چيز مانند معنى چهارم است ، جز آنكه وقت بر فاعل گذشته و به پايان رسيده مانند : " اشهر القوم : گذشت بر آن گروه شهرى : يك ماه " . " احال النّاس : گذشت بر مردم حولى : يك سال " " اسوع زيد : گذشت بر زيد ساعتى " ( 6 - وصول وقت ) يعنى رسيدن وقت كارى ، و آن كار را ماده فعل قرار ميدهند ، و به كسى كه آن كار را انجام ميدهد ، يا به چيزى كه آن كار دربارهاش انجام مىشود نسبت داده مىشود ، و در هردو صورت فعل لازم است ، يعنى مفعول اصطلاحى ندارد ، مانند : " احصد الزّرع : وقت حصاد زراعت رسيد " حصاد ، يعنى : درويدن ، و مىشود بگوئى : " احصد الزّارع : وقت آن رسيد كه زارع درو كند " و اگر خواستى بگوئى درو كرد يا مىكند ثلاثى مجرد ميآورى و ميگوئى : " حصد ، يحصد الزّارع الزّرع : درو كرد يا درو مىكند زارع زراعت را " " اركب المهر : وقت مركوب شدن آن كره اسب شده " " اقطف الثّمر : وقت قطف ميوه رسيد " قطف ، يعنى چيدن ، و مىشود بگوئى : " اقطف القوم : وقتش رسيد كه آن گروه ميوهشان